وصیت نامه مجتبی

بسم الله الرحمن الرحیم

عنفریب بانگ جرس کاروان بسیجیان در کربلای منتظر طنین انداز می شود که الها مگر پیرمان پایان این غربت را در این سال نوید داده است خوشا بحال کسانیکه با قدمهای سهمگین خود مجرای تحقق این حرکت شدند و لب برگونه های سرخ پیروزی زدند .

حال درباره دو آرمان که سالهاست برای دستیابی به آنها خود را اماده کرده ام قدری می نویسم تا نماینگر روشنائی حرکتم باشد. همانطور که می دانید هدف نهائی آدمی این است که در راستای تکلیف خداوندی که بر دوش او نهاده شده موجبات تسهیل این راه بی انتها را فراهم آورد تا به لقای پروردگار برسد همچنانکه از آیات و روایات اسلامی بر می آید شهادت بر تارک این اسباب تکامل درخشندگی دیگری دارد و حماسه دیگر.

گوئی با پذیرفتن شهادت جهش از انچه هستی بسوی آنچه باید باشی را به تو ارزانی می بخشد لذا این جاست که مجاهد راستین و طالب وصال پروردگار برای عبور از آنچه هست کالبد خالی خود را نردبان سیر به طرف او قرار می دهد که از رصدگاه خونینش وعده نظر به جلوه معبود دریافت کرده.

آری عزیزانم اگر می خواهید بدانیم حقیقت کدامست و نهایت لذتش چیست باید از مدخلی عبور کنیم که خوبترین خوبان عالم امکان از ان عبور کردند و اینک جاذبه این حقیقت همه طالبان را بطرف حماسه خود می خواند.معشوق صلای وصال داده است اگر عاشقید شرط عشق را به جا آورید والا با امیدهای کاذب خود را قانع نکنید .

بدانید رجز خوانی در پشت میدانهای نبرد بدرد نمی خورد و افسوس بر از دست دادنت چنان لیاقتی سودی در بر نخواهد داشت همیشه مدخل شهادت باز نیست که با بهترین مرگ به دیدار خداوند رفت،چه بسا دفتر شهادت بسته شود و منتظران کوی دوست در غم چنین مرگ شریفی به نظاره بایستند.

شکر و سپاس خدای را که در عصری لباس هستی بر اندام پوشانید که زیباترین هستی شناس امام امت را راهنمای کاروان خود دیدم و از نعمت وجودش روشن ترین راه را یافتم براستی شکر این شکر را جز با فدا شدن نمی توان ادا کرد

/ 1 نظر / 25 بازدید
آشنا

سلام در هفتمين سالگرد عروج ملکوتي آشيخ رضا ابوالقاسمي پور با بررسي شخصيت ايشان از نگاه دوستان نزديکشان به روز هستم.