|
پاتوق313پاتوقی برای افسران جنگ نرم این وبلاگ را با افتخار تقدیم می کنم به شهید مجتبی آدینه وند
|
آنچه تا کنون دریافتیم این بود که در مسیحیت وحی در سه مرحله متمایز میشود: 1-همان وحی که بدست خود مسیح اتمام می یابد واو به رسولان میسپارد .2-رسیدن وحی از طریق رسولان به مردم وشاگردان وکلیسا.3-عصر کمال نهایی وحی که ایمان مردم به نقطه شهود مستقیم سرالهی می رسد . راه های وصول وحی در مسیحیت: 1- ابزارهای قانون یابی قدیم :برخی مسیحیان بر این اعتقادند که از طریق برخی وسایل مانند ستاره شناسی ،فال گیری ،خواب گزاری و...کوشش میشد اسرار آسمان کشف شود واز این راه مشیت واراده خداوند را اعلام کنند .2-وحی نبوی :انبیا معمولا به دو طریق از وحی خویش گزارش می نمودند یکی رویا ودیگری شنیدن کلام الهی .گاهی اوقات رویا با رموزی ابهام آمیز همراه بود که کلام الهی پرده برداری از رموز در رویاها بود.3-حکمتکگرچه حکما مانند انبیا مستقیم تعلیم نمی یافتند بلکه روش آنها تفکر وتعقل بشری بود ،معذلک حکمت نیز بحثی الهی ومخلوق خداست که از طریق خاص خودش صادر شده است پس حکمت اوبشری نیشت بلکه خود آن هم راه وحی ومکمل نبوت است .4-رویا:در پایان عهد قدیم روشهای نبوی وحکمی در اسلوب رویا وپیشگویی متداخل شده اسرار الهی را بیان میکند(سعیدیروشن،محمد باقر،1375،ص:110). حوادث فوق العاده به هنگام وحی : از بعضی از آیات کتاب مقدس استفاده می شود که به هنگام وحی حوادث فوق العاده ای به وقوع می پیوست:«وجمیع اقوام رعدها وزبانه های آتش را وصدای کرنا وکوه را که پر از دود بود دیدند ،وچون قوم این را بدیدند لرزیدند واز دور بایستادند وبه موسی گفتند تو به ما سخن بگو وخواهیم شنید ،اما خدا به ما نگوید مبادا بمیریم»(سفر خروج،باب 2،آیه18-19 ریالبه نقل از امینی، ابراهیم ،ص:180). نتیجه گیری :آنچه از این مقاله نتیجه گیری میشود تفاوت مسلمانان وپیروان عهدین در نگرش به وحی است.مسلمانان اعتقاد راسخ دارند که آنچه بر حضرت موسی وعیسی نازل شده همچون قرآن کلام خدا بوده واین دو پیامبر نیز به علت معصومیت بدون کوچکترین دخل وتصرفی آن را به مردم رساندندزیرا هیچ پیامبری حق دخل وتصرف در وحی را نداشته است وآنچه امروز میان پیروان عهدین رواج دارد به علت تحریفاتی است که در کتب مقدس رخ داده است.در میان مسیحیان حضرت عیسی را تجلی خدا معرفی می کنند وپسر خدا معرفی می کنند ومقام الوهیت دارد .اما براساس دیدگاه قرآن عیسی بنده ومخلوق خداست که آفرینش ویژهای همانند آدم ابوالبشردارد .حضرت عیسی هیچگاه ادعای الوهیت نکرده وآنها که ادعای الوهیت اورا کردند هوای نفس خویش را به پرستش گرفتند نه عیسی را!اودر آخرت مقام شفاعت دارد ولی فدیه وقربانی گناه هیچ کس نخواهد بود.
[ ۱۳۸٩/٩/٢۸ ] [ ٩:٤٥ ق.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
وحی در انجیل: عیسی مسیح در انجیل:«در ابتدا کلمه بود وکلمه نزد خدا بود .همان در ابتدا نزد خدا بود همه چیز به واسطه او آفریده شد وبه غیر او چیزی از موجودوجود نیافت که نه از خون ،نه از خواهش جسد ونه از خواهش مردم بلکه از خدا تولد یافتند وکلمه جسم گردید ومیان ما ساکن شد پر از فیض وراستی وجلال که شایسته پسر یگانه خداست.»(انجیل یوحنا،باب اول ،آیات 1-4و14-16 به نقل از امینی ،ابراهیم،ص:164). هدف آفرینش عیسی مسیح:در میان مسیحیان هدف از آفرینش حضرت عیسی (علی نبینا وآله وعلیه السلام)چنین معرفی شده است:1-نشان دادن وتعریف خدا:«که خداوند اراده نمود تا بشناساند که چیست .دولت جلال این پسر در میان امتها که آن مسیح در شما وامید جلال است»(رساله پولس به کولسیان باب اول آیه 28،به نقل از امینی ،ابراهیم،ص:165). 2-وسیله بخشیده شدن گناهان وکفاره معاصی مسیحیان:«او مارا محبت نمود وپسر خود را فرستاد تا کفاره گناهان ما شود »(رساله اول یوحنا ،باب چهارم،آیه 11). عوامل وحی: 1-فرشته وحی:«اعلام نبوت عیسی(علی نبینا وآله وعلیه السلام)زمانی بود که روح القدس بر او نازل شده اما چون تمامی قوم تعمید یافته بودند وعیسی هم تعمید گرفته دعا میکرد آسمان شکافته شد وروح القدس به هیأت جسمانی مانند کبوتری بر اونازل شد وآوازی از آسمان در رسید که توپسر حبیب من هستی که به توخوشنودم »(لوقا باب 3 آیه 22). فرشته وحی جبرئیل است:« فرشته در جواب وی گفت :من جبرئیل هستم که در حضورخدا می ایستم وفرستاده شدم تا با تو سخن گویم واز این امور تورا مژده دهم .«لوقا باب،اول ،آیه 36) ودر کتاب دانیال چنین آمده است:«چون من دانیال رویا را دیدم ومعنای آن را طلبیدم ناگاه شبیه مردی نزد من ایستاد وآواز آدمی از میان نهر اولای شنیدم که ندا کرده می گفت :ای جبرئیل این مرد را از معنای این رویا آگاه کن»(دانیال،باب8،آیه 88،به نقل از امینی ،ابراهیم،ص:82). گیرنده وحی:عیسی کلام خدا را می شنید وبه مردم تعلیم میداد .«عیسی بدیشان گفت انسان را بلند کردید آن وقت خواهید دانست که من هستم واز خود کاری نمیکنم بلکه به آنچه پدرم مرا تعلیم داد تکلم میکنم»(یوحنا باب 7آیه28).
در دیدگاه مسیحیان،مسیح کلمه خداست کشف ذات خداست وسر حیات او در تجسد کلمه الله است همیشه با خدا بلکه عین او بوده ودر آفرینش جهان دخالت دارد .ذات اقدس الهی در او تجلی یافته وحلول کرده واورا به عنوان فرزند یگانه برگزیده ودر جسد جسمانی به سوی انسانها فرستاده شده است پدر وپسر ک حقیقت است وهرکس عیسی را ببیند وبشناسد خدا را دیده است .وحی به معنای پیام خدا وپیام رسانی عیسی نیست بلکه به معنی تجلی وحلول ذات خدا در عیسی ونزول برای انسانهاست در وحی عیسوی خود خدا در جسد عیسی به سوی مردم نازل شده است وکلام خدا یعنی تجلی عیسی وظهور برای مردم مسیح با کارهای خارق العاده اش از وجود اقدس خدا در وجود مسیح وچنانچه قبلا گفتیم مسیحیان براین باورند که در اثر فداشدن وبه صلیب کشیده شدن عیسی مسیح از گناهان مبرا وبخشوده شده اند.(http://book.tahoor.com) مصونیت وحی:طبق عقیده مسیحیان کتاب مقدس یک مکتوب صرفا بشری است که شهادت براین واقعه وحیانی می دهد .فعل خداوند در وجود مسیح واز طریق اوست نه در املای یک کتاب معصوم.«خداوند وحی فرستاده است ،ولی نه به املای یک کتاب معصوم (مصون از تحریف وخطا)بلکه با حضور خویش در حیات مسیح وسایر پیامبران وبنی اسرائیل در این صورت کتاب مقدس وحی مستقیم نیست ،بلکه گواهی انسان بر بازتاب وحی در آینه احوال وتجارب بشری است.(علم ودین،ص:31،به نقل از امینی ،ابراهیم،ص:58). حاصل سخن آنان این است که قرآن وسایر کتب مقدس آسمانی کلام مصنوع خدا نیستند بلکه ساخته وپرداخته انسانهایی (پیامبران)هستندکه خدای متعال آنان را به گونه ای آفرید که بیانات خود را از اهداف ومقاصد خدای متعال خبر میدهند واز همین امر ونهی وخبر واستخبار آنان به خدا نسبت داده می شود. اکثر علمای جدید مسیح محتوای کتاب مقدس را مصون از خطا نمی دانند در این صورت کتاب مقدس وحی مستقیم نیست بلکه گواهی انسانی بر بازتاب وحی در آئینه احوال وتجارب بشری است....ادامه دارد
[ ۱۳۸٩/٩/٢٧ ] [ ٧:۱٥ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
وحی در لغت به معنای کشف والقای مخفی وسریع است. انواع وحی در قرآن :وحی و مشتقاتش حدود 78 مرتبه در قرآن آمده است واصل ومعنای لغوی آن یعنی :تفهیم سریع ومخفی ،در همه آن ها وجود دارد. موارد گوناگون استعمال وحی از این قرار است :1 - درک فطری ؛«نحل/26»مرحوم شیخ مفید در کتاب تصحیح الاعتقاد ص:121 می نویسد :«مراد از وحی الهام خفی است :زنبور عسل بدون این که کلامی وجود داشته باشد ودیگری بفهمد وظیفه اش را درک می کند ».(امینی،ابراهیم،1377،ص:19)2-جریان سنن وقوانین طبیعی حاکم بر جهان :«فصلت/12وزلزال/1الی5»از این دو آیه دو نکته مهم استفاده می شود :اول اینکه وحی به وسیله سخن گفتن نبوده ؛دوم این که گیرنده وحی لازم نیست از «ذوی العقول » باشد .3-الهام والقا در قلب:«قصص/7»گیرنده وحی در این آیه مادر حضرت موسی (علی نبینا وآله وعلیه السلام)بوده لیکن وحی به او بدون شک وحی پیامبری نبوده بلکه یک نوع تفهیم پنهانی ودر قلب افکندن والهام بوده است ،چه در خواب باشد یا بیداری.4- اشاره :«مریم/11»وحی کننده حضرت زکریا (علی نبینا وآله وعلیه السلام)بوده وگیرنده وحی قوم آن حضرت بوده است.5- وحی به حواریین :«مائده/111»وحی کننده در این آیه خداوند متعال است وگیرنده وحی حواریین واصحاب حضرت عیسی بوده .6-وحی به ملائکه :«انفال/12» .7-وحی شیاطین:«انعام/121»وحی کننده در این آیه شیاطین جن وانس هستند که پنهانی و وسوسه است که در گوش یکدیگر میگویند وچنانچه شیاطین جن وحی کننده باشند در دل انسانهای گمراه وسوسه می افکنند.8- وحی به پیامبران:گرچه وحی در قرآن در برخی موارد به غیرپیامبران استعمال شده چنانکه قبلا گفته شد ،لیکن در اکثر موارد در باره پیامبران استعمال شده است از باب نمونه « نساء/163؛یوسف/3؛انعام /19؛وده ها آیه دیگر». وحی در مسیحیت:مسیحیان برای بیان وحی از واژه (revelation)و مشتقات آن استفاده می کنند این تعبیر در زبان لاتین به معنای کشف وآشکار کردن است ودر ترجمه متون این واژه هم در خصوص وحی در اسلام وهم وحی مسیحی به کار برده میشود.در دائره المعارف امریکانا آمده است:«وحی حقیقتی است که از ناحیه خداوند به مردم رسیده است خاصه از طریق کتب مقدس»ودر دایره المعارف بریتانیکا آمده است:«واژه وحی در کتاب مقدس به کارمی رود تا بر حالتی دلالت کند که انسان تحت تاثیر مستقیم خدا قرار گیرد .وحی یک ارتباط الهی با هستی انسان است». وحی در اصطلاح:همه پیامبران راستین در طول تاریخ مدعی بودند به طور مستقیم با خداوند متعال در ارتباط هستند ،حقائقی را در یافت می کنند که دیگر انسانها از درک آنها عاجزند فرشته وحی را با چشم باطن مشاهده میکنند وصداهایی می شنوند .مرحوم شیخ مفید می نویسد:«وقتی وحی به خدا نسبت داده می شود ،در عرف اسلام به پیامبران اختصاص دارد.»(تصحیح الاعتقاد ص:120،به نقل از:امینی ،ابراهیم ،1377،ص:152)مفسر دقیق النظر معاصر علامه طباطبایی نیز می گوید:«وحی شعور ودرک ویژه است در باطن پیامبران ،که درک آن جز برای آحادی از انسانها که مشمول عنایت الهی قرار گرفته اند میسور نیست».(طباطبایی،محمد حسین،1374،ج2،ص:152)محمد فرید وجدی نیز می گوید:«وحی عبارت است از تعلیم خداوند متعال امور دین را به پیامبرانش به وسیله ملائکه»(دائره المعارف قرن العشرین،ج10 ،ص:707 به نقل از :امینی ،ابراهیم،1377،ص:152) وحی رسالی در اسلام:اسلام وحی را به عنوان یک حقیقت می پذیرد وقرآن در آیات فراوان آنرا به پیامبران نسبت می دهد لیکن در بیان ماهیت آن ،جز به صورت اشاره ،چندان توضیحی نداده است «شعراء/192الی194»در قرآن اشاره شده که وحی ومکالمه خداوند با پیامبران سه نوع است«شوری/51».در آیه مذکور وحی رسالی سه گونه است:1-:وحی مستقیم :القای مستقیم وحی بدون واسطه بر قلب پیامبر است. پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم)در این باره می فرماید:«إنّ روح القدس ینفث فی روعی»یعنی روح القدس بر درون من می دمد.2- خلق صوت: با رسیدن وحی به گوش پیامبر به گونه ای که کسی جز او نشنود .اینگونه شنیدن صوت وندیدن صاحب صوت مانند آن است که کسی از پس پرده سخن می گوید ؛وبه همین علت از آن با تعبیر »من وراء حجاب »از آن یاد شده است .وحی بر حضرت موسی (علی نبینا وآله وعلیه السلام)به ویژه در کوه طور چنین بود ونیز وحی بر پیامبر(صلی الله علیه وآله وسلم) در لیله المراج به همین گونه انجام گرفته است.3-القای وحی به وسیله فرشته:جبرئیل پیا م الهی را بر روان پاک پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) فرود می آمد .(شعراء/193و194).(معرفت ،محمد هادی،1380،ص:16و17). عوامل وحی: برای وحی یعنی ارتباط با جهان غیب چند عامل وجود دارد: 1-مصدر وحی:فرستنده وحی ذات اقدس پروردگار است که بی واسطه یا توسط فرشته وحی با پیامبر ارتباط برقرار می سازد. 2- فرشته وحی:در کتب آسمانی مانند قرآن وتورات وانجیل به وجود موجوداتی به نام ملائکه اشاره شده است یکی از فرشتگان مقرب الهی جبرئیل است ،جبرئیل لفظی عبری ،به معنای مرد خدا،بنده خداو قوت خداست.در اسلام جبرئیل فرشته وحی است که از جانب خداوند مأمور بوده وحی وپیام اورا به پیامبران ابلاغ کند در کتاب مقدس ودر قرآن مکررا ذکر جبرئیل به میان آمده است در قرآن فرشته وحی جبرئیل معرفی شده است.«بقره/97و98؛تحریم/4»در بعضی آیات فرشته وحی روح القدس نامیده شده «نحل/102»ودر بعضی آیات به عنوان روح الامین «شعراء/192 الی195». 3-گیرنده وحی:گیرنده وحی انسانی است کامل که در اثر عصمت وترک گناه وترک علایق دنیوی وصفا ونورانیت نفسانی استعداد آن را دارد که با جهان غیب ارتباط بر قرار سازد وعلوم ومعارفی را در یافت کند .همه پیامبران اینگونه بوده اند. 4- محتوای وحی: عبارت است ازهمه علوم ومعارفی که از جانب خدا بر پیامب نازل شده است ،مانند:معارف مربوط به پروردگار جهان وصفات ثبوتی وسلبی او،معارف مربوط به معاد وجهان بعد از مرگ ،ومعارف مربوط به نبوت ،چه آنها که از اصول اعتقادی هستند وبرهان عقلی نیز در آنها راه دارد ،وچه اعتقادات فرعی که صرفا از طریق وحی در یافت می شود.خلاصه آنچه در قرآن کریم واحادیث پیامبر به عنوان وحی آمده محتوای وحی ره تشکیل می دهد.(امینی ،ابراهیم،1377،ص:120). مصونیت وحی :در دیدگاه اسلام پیامبران معصومند واز هرگونه اشتباهی در کسب وابلاغ وحی مصونند یعنی آنچه را که می گیرند همانگونه به مردم در نهایت امانتداری میر سانند از دیدگاه مسلمانان حقائقی که در قرآن آمده ،حتی الفاظ وعبارات آن از جانب خدا نازل شده واز منبع مصون از خطا یعنی علم الهی سرچشمه گرفته ،وحضرت محمد (صلی الله علیه وآله وسلم) نیز در تلقی وحی وحفظ وابلاغ آن از خطا ونسیان واشتباه مصون بوده است.(امینی،ابراهیم،1377،ص:122). حوادث فوق العاده به هنگام نزول وحی:پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)هنگام نزول وحی مستقیم ،بر خود احساس سنگینی می کرد واز شدت سنگینی که بر او وارد می شد بدنش داغ می شد .واز پیشانی مبارکش عرق سرازیر می گشت.اگر بر شتری سوار بود ،کمر حیوان خم می شد وبه نزدیک زمین می رسید. وحی در عهد عتیق(یهود):کلمه وحی در عهد عتیق زیاد تکرار شده است از باب نمونه:«وحی کلام خدا وند در باره اسرائیل قول خداوند است که آسمانها را گسترانید وبنیاد زمین را نهاد وروح انسان را در اندرون او ساخت »(کتاب زکریا،باب 12،آیه1-2،به نقل از امینی ،ابراهیم،ص:178) وحی د عهد عتیق وحی زبانی است:از بعض آیات کتاب عهد عتیق استفاده می شود که وحی خدا به موسی (علی نبینا وآله وعلیه السلام)ودیگر پیامبران وحی زبانی بوده است.لفظ کلام خداوند مانند:وخدا فرموده،وخدا متکلم شده ،وکلام خدا را بشنوید،وکلام خدا برمن نازل شده ،وخدا به موسی خطاب کردوبا تو سخن خواهم گفت ودیگر الفاظ مانند اینها زیاد تکرار شده است.«وخداوند با شما از میان آتش متکلم شدو شما آواز کلمات را شنید ید ،لیکن صورتی ندیدید بلکه فقط آواز را شنیدید »(سفر تثنیه ،باب 14،آیه 13 . به نقل از امینی ،ابراهیم ،ص:178)وصدها آیه دیگر از این قبیل که ظهور دارند که وحی خدابه موسی به صورت تکلم بوده است. فرشته وحی:در بعض آیات تورات نام فرشته وحی هم به میان آمده است «وفرشته ای که با حق تکلم می نمود برگشته مرا مثل شخصی که از خواب بیدار شود بیدار کرد ...(کتاب زکریا فباب 4،آیه 1 به نقل از :امینی ،ابراهیم ،ص180) هدف وحی در عهد عتیق: در کتاب عهد عتیق دو هدف مهم برای وحی دیده می شودک1-هدف اول ابلاغ احکام ووظائف شریعت است.2- هدف دوم نجات بنی اسرائیل از فرعون وفرعونیان است:«اینک چنان که یهوه خدایم مرا امر فرموده است فرائض واحکام به شما تعلیم نمودم تا در زمینی که شما داخل شدشد به تصرف در آورم چنان عمل نمایید»«روح خداوند یهوه بر من است ،زیرا خداوند مرا مسح کرده است تا مسکینان را بشارت دهم ومرا فرستاد،تا شکسته دلان را التیام بخشم .»(کتاب اشعیاء باب 61،آیه 3.به نقل از امینی ،ابراهیم ،ص:180). کیفیت وحی در عهد عتیق:در بیان کیفیت وحی الفاظی مانند تجلی خداوند ،کشف خداوند دیده می شود:«خدا ،خدا ،یهوه تکلم می کندوزمین را از مطلع آفتاب تا به مغربش می خواند از صهیون که کمال زیبای است خدا تجلی نموده است خدای ما می آید وسکوت نخواهد نمود (کتاب فرامیر ،فرمور50آیه 1-3)«روح خداوند به وسیله من متکلم شد وکلام او بر زبانم جاری گردید »(کتاب دوم سموئیل باب 23 ،آیه 3)(به نقل از امینی ،ابراهیم ص:183). معصومیت پیامبران ومصونیت وحی:در دیدگاه مسیحیان ویهودیان پیامبر ورسول به اشخاصی گفته می شود که توسط خدا انتخاب شده است تا پیامی تازه از خداوند را به نوع بشر منتقل سازند مانند انسانهای عادی هستند ،گناه می کنند ،مرتکب اشتباه میشوند ومانند مردم معمولی زندگی می کنند وتنها ویژگی آنها انتخاب خداوند است.در یهودیت وحی نازل شده از جانب خدا چند بار دستخوش تغییر وتبدیل شده است مثلا الواحی که قرآن می فرماید خدا در کوه طور به موسی وحی کرد حضرت موسی وقتی از کوه طور به پایین آمد ودید قومش بت پرست وگوساله پرست شدند الواح را شکست یعنی ده فرمان را ، آن ده فرمان که وحی موسوی در این الواح مکتوب بود از بین رفت مردم هم در آن زمان آنها را در ذهن ها نگه نداشته بودند.(www.intizar.ir). وحی در مسیحیت:در مسیحیت درباره وحی دو نظر کاملا متفاوت وجود دارد :نظریه زبانی ونظریه غیر زبانی: نظریه زبانی:وحی مجموعه ای از حقائق است که در احکام ویا قضایا بیان گردیده است وحی حقائق اصیل ومعتبرا لهی را به بشرانتقال می دهد به نوشته دائره المعارف کاتولیک وحی را می توان به عنوان انتقال برخی حقائق از جانب خداوند به موجودات عاقل از طریق وسائطی که ورای جریان معمولی طبیعت است تعریف نمود در کتاب علم ودین چنین آمده است:«حقائق وحیانی شامل پیامی است که خداوند از طریق مسیح وسایر پیامبران ارسال می دارد که در کتب مقدس وسنن اولیای دین مدون می گردد..(کتاب علم ودین به نقل از wwwhawzeh.net)در قاموس کتاب مقدس نیز چنین آمده است :«کلام خداوند برانبیا ورسلی نازل شد که ایشان نیز بر حسب اصطلاح لغات نبی نوع بشر بر آن وحی مقدس متکلم شوند ووحی مسطور یا خود نبی ورسول بنفسه می نوشت ویا به کاتب دیگر رجوع می کرد .حضرت عیسی 0علی نبینا وآله وعلیه السلام)در این دیدگاه یک بشروزاده مریم ،بنده ورسول خدا بوده است کلام خدا را برای مردم بیان می کرد است ومروج شریعت تورات بوده است. 2-نظریه غیر زبانی: این نظریه از مسیح شناسی ویژه ای نشأت می گیرد برخی از آیات اناجیل ظهور در آن دارد وپولس که از حواریون نبود وحضرت عیسی را ندیده بود در ترویج وگسترش آن کوشش کرد در این عقیده خدا در عیسی تجلی نموده ودر جسد جسمانی به سوی انسان ها آمده است. هر که عیسی را ببیند خدا را دیده است .عیسی فرزند خداست وپدر وپسر ویک حقیقت هستند.بنابراین خود عیسی وحی الله متجسد است.در کتاب فلسقه دین می نویسد:«به عقیده مصلحان دینی قرن 16 (لوتر کالون)وحی مجموعه ای حقائق در مورد خداوند نیست بلکه از راه تاثیر گذاشتن در تاریخ به قلم تجربه بشری وارد می گردد واز این دید گاه احکام کلامی مبتنی بر وحی نیستند بلکه بیانگر کوشش های انسان برای شناخت مفاد واهمیت حوادث وحیانی به شمار می روند (فلسفه دین ص:136 به نقل از www.hawzeh.net).وحی به معنای پرده برداری یا کشف طرح وتدبیر الهی است که خداوند نژاد بشر را در عیسی مسیح با خود آشتی می دهد .وحی فعالیت خلاق الهی وعمل نجات بخش اخروی خداوند است ونه صرف اعلان یک سلسله پیام رها ویک سری از معارف خداوند در جریان وحی واقعا فعال است وهم اوست که از ازل بر آن است تا از روی محبت از طریق پسرش به نژاد بشر روی آورد.....ادامه دارد
[ ۱۳۸٩/٩/٢٧ ] [ ٩:۱٧ ق.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |