|
پاتوق313پاتوقی برای افسران جنگ نرم این وبلاگ را با افتخار تقدیم می کنم به شهید مجتبی آدینه وند
|
اولین بار نیست که از جنگ برایتان می نویسم از جنگ .... باز هم برایتان گفتم از کشتگان جنگ، از کسانی که همه با افتخار نامشان را بر زبان میآورند، کوچه هایمان با نامشان مزین است و هر کدام الگویی برای هدایتند...می گفت: اگر رفیق کسی در میدان نبرد زخمی میشد مانند برادر بر بالینش میماند و تا جایی که امکان داشت برای زنده ماندش تلاش میکرد... و اما امروز رهبرمان بارها فرمودند که جنگ است به هوش باشید. [ در تاریخ هشتم مردادماه سال 72 فرمودند: « این مسأله تهاجم فرهنگی که بنده بارها از آن اسم می آروم و حقیقتا و قلبا و روحا نسبت به آن حساس هستم، دو شاخه اساسی و مهم دارد که هر دویش برای شما قابل توجه است. یکی عبارت است از جایگزین کردن فرهنگ بیگانه به جای فرهنگ بومی که این ادامه همان کاری است که در دوران پهلوی به صورت آزاد و نرخ شاه عباسی انجام می گرفته و در دوران اسلامی قطع شد... شاخه دوم عبارت است از حمله به جمهوری اسلامی و به ارزش های جمهوری اسلامی و ارزش های ملت ایران از طریق فرهنگی، با نوشتن، با تهیه فیلم ها یا نمایشنامه ها یا تنظیم کتاب ها یا فصلنامه ها، این کار هم الان در کشور ما با هدایت بیگانه دارد انجام می گیرد.» ایشان البته راه کار این تهاجم گسترده را هم ارایه می دهند: باید جبهه فرهنگی به وجود بیاید، سنگرهای فرهنگی باید به وجود بیاید. همه باید کار کنند و امروز روز کار است، امروز روزی است که همه آن هایی که دارای استعدادند، می توانند در زمینه فرهنگی کار کنند. کار نکرده هم زیاد است که باید انجام گیرد.]
باری امروز هجوم فرهنگی دامن جامعه را گرفته و باز تمام دشمنان به فرهنگ و ارزشهایمان هجوم آوردهاند...زشتی این زمان این است که علی رغم دستور رهبرمان برای دفاع متأسفانه بسیاری از نخبگان فرهنگی در این راستا فعالیت مثمر ثمری انجام ندادند. و همه بجز عده معدودی موقعیت حساس را درک نمیکنند. باز جنگ است و کشتگانی که دیگر با افتخار نامشان برده نمیشود، کشتگانی که از جنس جوانانی هستند که در سطح جامعه به وفور دیده میشود و شاید نزدیکان ما هم یکی از همین زخمیها باشند، دیگر برای زنده ماندن مجروحین کمتر کسی نهایت تلاشش را میکند. راستی تو بگو برای نجات دوست زخمیات در این نبرد چه میکنی؟ آی رفقا ....جنگ است ....در جنگ اگر نزنی میخوری....اگه حواست جمع نباشد عملیّات را می بازی....یاد حرف امام می افتم: هر کس با هر توانی که داره باید توی جبهه بجنگه اگه توانی داره و نجنگه خیانت کرده به اهل بیت... شما کسانی هستید که رهبرتان فرمود افسران جنگ نرم هستید. « در این جنگ نرم، شما جوانهاى دانشجو، افسران جوان این جبههاید. نگفتیم سربازان، چون سرباز فقط منتظر است که به او بگویند پیش، برود جلو؛ عقب بیا، بیاید عقب. یعنى سرباز هیچگونه از خودش تصمیمگیرى و اراده ندارد و باید هر چه فرمانده میگوید، عمل کند. نگفتیم هم فرماندهانِ طراح قرارگاهها و یگانهاى بزرگ، چون آنها طراحىهاى کلان را میکنند. افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل میکند، هم صحنه را درست مىبینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را مىآزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است. حقیقتاً افسران جوان، فکر هم دارند، عمل هم دارند، تو صحنه هم حضور دارند، اوضاع را هم مىبینند، در چهارچوب هم کار میکنند.» (بیانات در دیدار اساتید دانشگاه ها، 8 شهریور 1388) میدانید در تعبیر نظامی افسر به چه کسانی اطلاق میشود؟ آن گونه که من شنیده ام افسر به کسی میگویند که 70 نفر را تعلیم نظامی دهد... مقام معظم رهبری – دامت ظله العالی- فرمودند: « حالا شما جوانانى که گفتیم افسران جوان مقابلهى با جنگ نرم هستید، از من نپرسید که نقش ما دانشجویان در تخریب مسجد ضرار کنونى چیست؛ خوب، خودتان بگردید نقش را پیدا کنید. یا مقابلهى با نفاق جدید، یا تعریف عدالت.» (بیانات در دیدار دانشجویان، 4 شهریور 1388) بیایید فکر کنیم برای نسل بعد چه داریم از رشادتهای امروزمان که روایت کنیم؟ [ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ۱۱:٢٤ ق.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
توی این دور و زمونه هر کدوممون که یه کم وجدان داشته باشیم و کلاه نداشته امان را قاضی کنیم در می یابیم توجیه کردن شده تنها راه گریز از تمام اشتباهات فردی، اجتماعی، تشکیلاتی و...حتی در مورد رابطه خودمان با خدا... و خلاصه همه چی... رفقا ...رفقای خوبم...آی شمایی که همش میخواید کار فرهنگی ریشه ای انجام بدید بنظرم باز سرمان را گرم کردند ...ما رو مشغول ریشه ها کردند...همونایی که خودشون با تیشه بجون ریشه ها افتادن...این روزها درباره وضعیت نابسامان پوشش ( البته از دید من نابسامان) در محیط های عمومی که حرف می زنیم همه دم از کار ریشه ای میزنن...خیلی فکر کردم کار ریشه ای باید از کجا شروع بشه از دانشگاه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ به عقیده من از قبل دبستان باید شروع شود... سکوت...اونقدر سکوت کنیم و ریشه ای عمل کنیم که اگر وزارت ارشادمون توجیهاتشو برا اهداء جوایز به آوازه خوانهای قبل انقلاب ارائه داد ما ها فقط به فکر ریشه باشیم... [ ۱۳٩۱/۱/٢٥ ] [ ۱٠:٢٧ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
اگر خاطر شریفتان باشد آبان ماه سال نود بود که اخبار اعلام نمود: دکتر احمدی نژاد رییس جمهوری اسلامی در پیامی درگذشت ولیعهد عربستان را به پادشاه این کشور تسلیت گفت.
دوست دارم جنایات عبدالله بن عبدالعزیز را مرور کنید او همان کسی است که حجاج و زائران خانه خدا را قتل عام کرد...بعد آقای احمدی نژاد به این جانی ملحد لقب خادم الحرمین الشرفین را می دهد... آخر این نخاله دنیا کی هست که خادم حرمین الشرفین باشد؟ ضمنا متن نامه را طوری نوشته اند که گویا بلا تشبیه عالم بزرگی از علمای اسلام فوت کرده است....کسی نیست بگوید : این چاپلوسی نیست؟ اگر هست دلیلش چیست؟ [ ۱۳٩۱/۱/٢٥ ] [ ۱٠:٠۱ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
جنگ نامش با خودش است...در جنگ نقل و شیرینی پخش نمیکنند. چه بخواهی چه نخواهی یک طرف جنگ دشمن توست و از خدا میخواهد سربه تنت نباشد...برای نابودی تو از هر کاری دریغ نخواهد کرد...اولین بار نیست که اسم جنگ را می شنوم از جنگ برایم گفته اند ... می گفت زمانی تموم عالم درپوسته عراق به کشور ما بخاطر دین ما هجوم کردند ...قشنگی اون زمان این بود همه بجز عده معدودی موقعیّت حساس رو درک کردند، از پزشک گرفته تا بقال سرکوچه همه برا دفاع یا علی گفتند و با نیروی ایمانشون بلند شدند و پیروز هم شدند... حالا تا جایی که یادمه از سال هفتاد و دو مقام معظم رهبری که همه داریم سنگشو به سینه می زنیم دارن داد میزنن ناتوی فرهنگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و از سال 85 علناً اعلام کردند که جنگه.....یا حسین از این همه غفلت ما ...ما همونایی هستیم که میگیم کاش کربلا و زمان جنگ بودیم ....خاک بر سر ما جزب اللهی ها نشه که صدای ولی خدا رو می شنویم که می گن جنگه و خودمونو به خواب زدیم...من دانشجو هستم و مولام لقب افسر جنگ نرم به ماها میده میدونید افسر یعنی چی؟ برید بپرسید...افسر یعنی هفتاد نفر رو تربیت کنه و من هنوز تو تربیت خودمم موندم.... آی رفقا ....جنگه ....توی جنگ اگه نزنی میخوری....اگه حواستو جمع نکنی عملیّاتو می بازی....یاد حرف امام می افتم: هر کس با هر توانی که داره باید توی جبهه بجنگه اگه توانی داره و نجنگه خیانت کرده به اهل بیت... امروز ما در خواب غفلتیم، منظورم از ما بچه مذهبی هاست...ماها که فقط در بند اینیم که نمازمونو اول وقت بخونیم و نماز شبامون... یادمون رفته اونا تکالیف فردیه اگه پشتش بصیرت نباشه یعنی هیچ ... مطمئن باشیم تا اینجوریم العجل العجل هامونم آب در هاون کوفتنه... چقد از این شعار می ترسم« ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند» پس چرا حرفاهای علی زمانمان رو نمی شنویم؟ اونور خط دشمن با هر ترفندی داره ثانیه ثانیه جلو میره حتی تو طالع بینی هاشون اگه خونده باشی میگن تو متولد فلان ماهی فلان لباس بهت میاد!!!!!!!!!!!!!!!!! ومن ، من که العجل العجلم گوش فلک رو کر کرده فقط میتونم بگم وضعیّت جامعه خرابه بهتره سکوت کنم ... حرف ها زیاد و است و مجال کوتاه رفقا امروز آقا دارن میگن جنگه بیاید به عرصه جنگ وارد بشیم اگه نمی تونیم حمله کنیم حداقل دفاع کنیم...
[ ۱۳٩٠/۱٢/٢ ] [ ۱۱:۳٩ ق.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
اگر روزی برسد که این نظام سقوط کند و پرچم به دست عدل گستر بیفتد دیگر سید علی مظلوم مقصر همه نواقص در اداره کشور نخواهد بود. اگر روزی برسد که این نظام سقوط کند دیگر هرکسی به این بهانه که انقلاب کرده و حق مسلمش است دین را آنجور که دوست دارد و حزب اللهی را آنگونه که میخواهد بچزاند حق تنفس نخواهد داشت...اگر روزی برسد که این نظام سقوط کند در محضر اماممان خواهیم گفت که سردمداران و داعیه داران اسلام زمینه سازان این سقوط بودند چرا که با احقاق ناحقی ها در همه جا و پرده افکندن بر روی دریچه های بصیرت مانع از رشد انقلابی ما شدند آنان شاید می ترسیدند که روزی ما نیز معنا و مفهوم انقلاب را درک کنیم برای همین،القا کردند که محافظه کار بار بیاییم یا همان بار تقوایی به آن مفهومی که آنان میخواهند داشته باشیم....این درد دلیست و بغضیست که راه گلوی ما حزب اللهیهای زمان بعد از جنگ را بسته است دیگر داریم خفه می شویم تا به کی مصلحت؟ یا؟ منفعت اصلا اگر ما خودمان به فکر نیفتیم چه کسی برایمان دل خواهد سوزاند ؟ چقد دلم می سوزد وقتی به فکر روزهایی می افتم که بچه تر بودیم( زمانی که بصیرت را به این معنا نفهمیده بودم) بخاطر احساسات دینی و ارزشی از ما پلی ساخته بودندبرای رسیدن به اهدافشان نه برای رسیدن به مقامشان. خطاب سخنم تمام آن کسانی است که روزی که این نظام سقوط کند و پرچم عدالت به دست امام زمانم برسد محکومند محکومند که باعث شدند گاهی وقت ها برخی اشخاص وقتی میشنیدن این حکومت را به حکومت مهدی موعود وصل بگردان با خود میگفتن یعنی آنجا هم برای ما جایی نیست؟ چون داعیه داران هموار کردن زمینه ظهور سنگ مهدی موعود را به سینه می زدند .... و ناحقی ها در این به اصطلاح زمینه سازی بیداد می کرد...آی جاهلان یاران جهل شما را به خدا قسم در رسیدن به مقامتان و حفظ میزتان دیگر از مهدی فاطمه مایه نگذارید ما را که می بینید حامیانی پر وپا قرصی برایتان شده ایم نه در برابر نماینده های حامی بدعتتان سکوتمان را می شکنیم نه در برابر آن نماینده ای که در مسجد سوگند یاد کرد که اگر رای بیاورد هر ماه در همین مسجد پای درد دل مرد می نشیند...نه دربرابر برنامه های مبنذل و به دور از فرهنگ اسلامی و حتی ایرانی رسانه ملی تان بخاری از خود نشان می دهیم ....می بینید خوب ما را تربیت کرده اید شما جاهل و ما یاران خوب و پشتوانه های برقر اری پایه های جهل در کشوری اسلامی ، نه کشوری منتظر ظهور موعود ... ما همان جوانان با بصیرتیم که دربرابر اختلاس ها سکوت می کنیم ...با یک تهدید استاد یا هر شخص بالادست دیگر مهر سکوت را بر لب می نهیم....باری مائیم زمینه سازان ظهور منجی و دولت عدل...دیگر از بصیرتی که نهایتش شرکت در راهپیماییها باشد خسته شده ام از بصیرت خودم و دوستانم ...که می بینیم سنگهای حاصل از بی کفایتی و خود خواهی و منفعت طلبی مسولان جاه طلب سر ولی إمان را می شکند و با سکوت احمقانه امان هنوز آرزو داریم در کربلا باشیم. حزب الله کجاست؟ بصیرت چیست؟ [ ۱۳٩٠/۱۱/۱٧ ] [ ٤:٥٩ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
در بند اسم نباشیم این را از تعالیم ناب اسلام آموخته ام که به هدف بیاندیش نه وسیله البته اهمیت وسیله مهم است نه انقدر که تو را از مهم باز دارد ، بر روی سایت دانشگاه تربیت معلم خبری که چشم را می نوازد تغییر نام دانشگاه به شهید مدنی است گویا دیگر هیچ مشکلی نبود و هیچ مصوبه ای مهمتر در این مملکت نیست که مسولین وقت خود را برای آن بگذارند و در پشت درهای بسته جلسه بگیرن جز تغییر نام... دوستان به یاد دارند فروردین ماه سال جاری سر در جدید دانشگاه با هزینه شانزده میلیون تومان تعویض شد آن هم با عنوان تربیت معلم آذربایجان در حالی که یقینا مسولین همین دانشگاه میدانستند به زودی نام دانشگاه تغییر خواهد کرد ....آیا جای تاسف نیست که اینگونه بیت المال را هدر بدهیم...آیا مشاهده نمیکنیم که در همین دانشگاه چه کمبودهایی وجود دارد که بسیار برای هزینه کردن مناسبتر است...زبان به الکن میافتد از اینهمه آتش زدن پول بیت المال چه بگوید ...کسی نیست بگوید آیا در اموال شخصی خود نیز اینگونه دخل و خرج دارید؟ مسلما نه ....از کیسه خلیفه بخشیدن اگر شنیده ای ما به چشمان خود دیده ایم....هنوز مزار پاک شهید گمناممان که از نام پاکش گمنامتر است یادمان نرفته که وقتی صدایمان بلند همین دوستان با بصیرت هم دانشگاهیمان ما را به باد انتقاد گرفتند که چرا اینگونه می گویید؟ و نمیگذارید کارشان را بکنند....اما مدتیست که مزارش از دیده ها محو شده منظورم از مدت ماهاست...دلم برای سکوت بی جا ی خودمان می سوزد.... [ ۱۳٩٠/۱۱/۱۳ ] [ ۱٢:٢٠ ق.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
سلام... نمیدونم شما چشم های منتظر و اشک آلود مادری را در انتظارفرزندش دیده اید یا نه منظورم عمق نگاهش هست...اما من دیده ام و پا به پای چشمهایش گریسته ام...چشمانی که فقط مساعده گر و همپایی میخواهد تا برای بهانه همیشگی اش بگرید... تاکنون پلاک شهیدی را لمس کرده اید؟ با شما سخن گفته وای اگر آن پلاک 12 سال زیر خاک شلمچه باشد چه حسی به شما دست می دهد من لممس کرده ام وبا آن زندگی کرده ام... شهدا...شهید...شهید گمنام... عید امسال جنوب یه نمایشگاه شهدا بود ماهم روزیمون شد برا برپاییش دعوت شدیم اونم عجیب دعوت شدیم...یادم میاد مادرشهیدی عکس بچشو آورده بود ... خدایا چرا اینقد سخته از عشق بنویسم؟ ما چی کار کردیم داریم چی کار میکنیم؟ هر روز می ترسم از اینکه نکند شهید گمنام به کلاس هایمان سر بزند...به سلف ...حتی مسجد...چرا ما اینجور شدیم؟ مگرنمیگویند شهدا زنده اند... خدایا از گناه ناجوانمردی ما بگذر... [ ۱۳٩٠/٩/٩ ] [ ۱٠:٠٢ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
مبلغین زرتشتی در شگردی جدید، توزیع جلد اسناد رسمی منقوش به نماد «فروهر» را در شهرهای کشور آغاز کردند. در ادامه فعالیت مبلغین زرتشتی در شهر های مختلف کشور ، این طیف در شگردی جدید از طریق عوامل خود اقدام به فروش جلد اسناد رسمی منقوش به نماد فروهر مانند جلد اسناد مالکیت ، منزل و خودرو و جلد شناسنامه ، کارت ملی، کارت سوخت و دسته چک در مقابل ادارات ثبت احوال و ثبت اسناد املاک شهرستان ها می کنند.گفتنی است مبلغین زرتشتی با دقت و تمرکز بر نیازهای اجتماعی مردم تلاش می کنند نمادهای تبلیغی خود را به خانه مردم مسلمان ببرند. بدین ترتیب مردم مسلمان سهوا یا عمدا سال ها نماد زرتشتیان را در مقابل دیدگان خود خواهند داشت وبا آن مأنوس خواهند شد، چرا که به لحاظ علمی و منطقی پس از مدتی هر تصویر تکراری به شکل غیر مستقیم در حافظه بلند مدت فرد ذخیره می شود. [ ۱۳٩٠/٩/٩ ] [ ٩:۱۳ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
کوروش جان، تو بهانه شدی! تو شاه بودی و بخشیدی. ان اکرمکم عند الله اتقاکم مگر این همان جمله ای نبود که روزی بر علیه ظلم بنی امیه استفاده میکردیم؟ [ ۱۳٩٠/٩/٩ ] [ ٦:٤٥ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
دیدن همیشه خوب است
شاید پای پوشی که با آن می خواهیم در صراط مستقیم قدم بر داریم
شاید آب گوارایی که می نوشیم از این هم کثیف تر باشد
شاید باری که بر دوشمان است از این هم سنگین تر با شاید صفای کودکیمان را اینجا ، جا گذاشته ایم شاید خانه آخرتمان از این بدتر است
شاید مردم نتوانند از پشت شیشه های غبار گرفته ی ماشین هایشان ،
شاید آنچه در دنیا می جستیم از این هم بی ارزش تر بود
و شاید کودکی و پیریمان را اندوهی چنین فرا گرفته باشد
چشمها را باید شست
غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم او که همینجاست کجا میرویم حج بخدا جز به دل پاک نیست شستن غم از دل غمناک نیست دین که به تسبیح و سر و ریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست شب همه شب گریه و امن یجیب
[ ۱۳٩٠/٩/۸ ] [ ۸:٢۱ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
بحث داغی که مدتیه محفل جلسات و عناوین روز نامه ها رو گرم کرده بحث تفکیک جنسیت در دانشگاه است... بنابر سلایق هم تعاریف متفاوتی از این واژه عرضه شده...بعضیا میگن منظور اینه خانوما و آقایون به حق خودشون برسن و در دانشگاه یه ردیف آقا باشه یه ردیف خانوم که این تعریف با انصاف سازگار نیست چرا تلاش خانوما و آقایون برا رفتن دانشگاه یکسان نیست...بعضی هم میگن کلاس های درسی بصورت تفکیکی تشکیل شن و تعاریف دیگر... افق دیدی که بنابر بیانات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) اخذ میشه و بارها حضرت آقا به آن اشاره داشته و همواره دارن اسلامی کردن دانشگاه هاست که بحث بسیار مهمی است چرا که تاثیر گزاری جامعه دانشگاهی بر جامعه و تاثیر پذیری جامعه از دانشگاه اصل انکار ناپذیری است اگر جامعه دانشگاهی یک کشور اسلامی باشد به تبع آن جامعه اسلامی می شود چرا که در دامن دانشگاه هست که مدیران جامعه پرورش می یابند و همچنین پدران و مادرانی که در محیطی اسلامی پرورش و آموزش یافته باشند بی شک در تربیت فرزندانی به معنای صحیح مسلمان موفق تر هستند. اما بحث داغ کرسی های آزاد اندیشی های امروز دانشگاه ها: تفکیک جنسیت در دانشگاه.. به عقیده بنده با کمی تامل در این مهم به این نکته میرسیم که در مطرح کردن این بحث در سطح جامعه چندین مشکل اساسی وجود دارد: اول اینکه در مصوبه شورای فرهنگی انقلاب در سال 66 نامی از تفکیک جنسیت برده نشده بلکه در راستای اسلامی کردن دانشگاه ها گفته شده در کلاس های درس یک ردیف خانوم و یک ردیف آقا بنشیند و منظور این است اختلاط نباشد... تفکیک جنسیت امروز بی شک تبعیض جنسیتی فردا را در پی دارد... مطرح کردن این مسئله در حالی که حتی عقبه های فرهنگی کشور در اصل آن نتیجه کاملی نگرفته اند اشتباه است چرا که باعث سوء استفاد های از جانب دشمنان می شود و شده است... اجرایی کردن این طرح بسیار هزینه بردار است آیا بهتر نیست هزینه های اجرای این برنامه را در راستای زمینه جهت ایجاد شغل برای خیل کثیری از دانشجویانی که فارغ التحصیل شده اند مصرف کرد؟ بحث مذکور اگر در راستای اسلامی کردن دانشگاه هاست بی شک از سوی دانشجویان نه تنها مورد استقبال قرار نمیگیرد بلکه با موضع گیری شدید این قشر روبه رو خواهد شدچرا که: در هیچ زمینه ای از امور از جمله امور مالی،اداری،درسی و... آرمان های اسلامی رعایت نمی شود. چنانچه در راستای علمی کردن مجیط باشد در وهله ی اول باید کتب درسی علمی و عمیق تر واسلامی باشند... ونکاتی دیگر که در این مجال سخن راندن از آن میسر نخواهد بود... نتیجه آنکه اگر به معنای واقعی اسلامی کردن دانشگاه ها با شیوه و مهندسی فرهنگی دقیقی پیش رود یقینا هم دانشجویان و هم قشر دانشگاهی از آن راضی خواهند بود و استقبال خواهند نمود...
[ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ۱٢:٥٥ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
فضا سازی معنوی بحث بدون شرحیه حالا قصه این دو برادر که بیرون مسجد دارن نماز میخونن که جای خودشو داره...برخی از دانشجویان بالاخص اهل تسنن نمار ظهروعصر خودراتفکیکی میخونن اما باید بیاد داشته باشن مسجد دانشگاه تا ساعت خاصی بازه.. [ ۱۳٩٠/٩/٤ ] [ ۱٠:٥٦ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
اولین آموزه های زندگیم را از قصه های مادر بزرگ آموختم ...آن روزها کودک بودم تحصیلات دانشگاهی نداشتم ...تحصیلات تکمیلی هم نداشتم...جتی سواد خواندن ونوشتن هم نداشتم اما نکات اخلاقی قصه ها رو خوب می گرفتم...مادر بزرگ از شنگول ومنگول میگفت وگرگ نابکاری که همیشه در کمین بود مادر بزرگ خوب به من فهمانده بود آنسوی درب خانه هرکس می تواند باشد تو او را نمیبینی ممکن است خود را دوست جلوه دهد مواظب باش فریبش را نخوری...مادر بزرگ خوب به من فهمانده بود اگر هم اشتباه مرتکب شدی با کمک به هم میتوانید جبران خسارت کنی...همانگونه که مادر به همراه حبه انگور شنگول را از شکم گرگ نجات داد...مادر بزرگ خوب به من فهمانده بود بزرگتر باید مواظب کوچکتر باشد او در معرض خطر رها نکند همیشه می گفتم چرا بزبز قندی بچه ها را تنها گذاشت ...بخاطر علف... کاش مادر بزرگ متوجه نباشد با اینکه خانه مان آیفون دارد بازهم نمیدانم آنسوی در خانمان چه کسی منتظر نشسته است او خوب به من فهمانده بود پس چرا بازفراموش کرده ام راحت گول میخورم ... کودکی ها بصیرت آموزی بیشتر بود هرچند سواد خواندن ونوشتن نداشتم...پس چه شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا هرچه قصه شنگول ومنگول را میخوانم بازهم گرگ به خانه مان نفوذ میکند... نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/۱۳ساعت ۴:٠۴ ب.ظ توسط یک امانتنظرات (
4) |
[ ۱۳٩٠/۸/۱٥ ] [ ٩:٥٧ ق.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
از ماموریت که برگشت ،خوشحال بود.پرسید:«راستی فرمانده ! کمراه کردن این ها چه فایده ای دارد ؟»ابلیس جواب داد :«امام این ها که بیاید ،روزگار ما سیاه خواهد شد؛این ها که گناه می کنند امامشان دیرتر می آید...»
[ ۱۳٩٠/٢/٧ ] [ ۱٢:٤۱ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
آیه 17 سوره رعد باطل را کف روی آب وناچیز ی که بر روی زمین می ماند.می فرماید:«خداوند از آسمان آبی فرو فرستاد .آبی صاف .پربرکت در اثر ریزش این این باران،بر کوه ها وبلندی ها،سیلی در وادی ها ورودخانه ها به اندازه ظرفیتشان به راه افتاد.سیلی که کفی را روی خود حمل می کرد.همان گونه که وقتی فلزی را روی آتش می گذارند تا از آن زیور ویا وسیله ای بسازند،چنین کفی برسطح آن آشکار می شود.مواد اصلی ته نشین می شود ومواد زائدوبه درد نخور روی آن را می گیرد.این چنین خداوند حق وباطل را ضربه می زند.کف می رود ونیست ونابود می شود وآن چه به مردم سود می رساند در زمین باقی می ماند»نکته جالب این جملات نورانی این است که خداوند نمی فرماید آب ویا فلز باقی می ماند .میفرماید منافع آب وفلز باقی می ماند.باطل هم چون کف روی آب جلوی دیده شدن زلالی آب را می گیرد وخود را نشان می دهد.دقیقا حکم آدم هایی که زلالی برخی می ترسند وجایگاه ها را غصب می کنند وبا حذف وتوطئه چینی ،رقبای اصیل را کنار می زنند تا خود بر مسند امور بمانند.نکته ریزتر تفسیر این آیات هم بسیار جالب است. این که کف روی آب ابهتش را از خود آب دارد.باطل همیشه سوار بر حق قدرت نمایی می کند. [ ۱۳٩٠/٢/٧ ] [ ۱۱:۱٢ ق.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
توحید اقرار به یگانگی خدا نیست توحید آن است با خدا یکی شویم.....شنیده ام وقتی خدا بداند بنده ای از بندگانش استعداد بندگی کردن را دارد اورا اسیر میکند ورهایش نمیکند خدایا مارا اسیر خود کن... داشتم فکر میکردم چقد مقام وهیبت انسانیت پایین آمده در عصری که کرامت انسان شکسته شده وتن بشریت مجروح است وبرده داری مدرن همه جارا گرفته وبندگانت غریبتر از هر زمانی صدایت میزنند هذا مقام غریب أشکوا إلیک من غربتی أنت کهفی الهی در این زمانهی غربت أعنی بالبکاء علی نفسی مرا روضه خوان وگریه کن بر احوال خودم قرار ده برای انجام هر کاری اول جوابی برای خدا پیدا کن بعد آن را انجام بده این را روز میلاد پیامبر اکرم آیت الله آملی هدیه داد....مومن مانند نی است باید در آن فوت کنی تا صدایش درآید قلب مومن میان دو انگشت خداست هر چه خدا بخواهد می شود...خدایا با اراده ات اراده مرا بگیر وبا تدبیرت تدبیر مرا بگیر....ما از خاک بازی کردن در این قفس خاک خسته شده ایم ....ما را یاری کن از خاک برخیزیم نیستمان کن...که همه هستی در نیستی است...
[ ۱۳۸٩/۱٢/۳ ] [ ۱٠:٠٧ ق.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
پرده اول:سال 63 استعفای نخست وزیر میر حسین موسوی به علت عدم هماهنگی با رئیس جمهور وقت «آیت الله خامنه ای»! پرده دوم:حضرت امام خمینی ده روز قبل از پذیرش قطعنامه یا به قول خودشان جام زهر :امروز باید در جبهه ها تحول ایجاد کنیم امروز کوتاهی کردن در جنگ خیانت به رسول خداست! پرده سوم:پخش ونشر مبتذلترین کتب درتمام کتابخانه ها جهت فرهنگ سازی...در طول 8سال ریاست جمهوری خاتمی پرده چهارم:سال 88ظهور دوباره میر حسین موسوی به دلیل احساس خطر کردن برای نظام واسلام...در حالی که مقام معظم رهبری«آیت الله خامنه ای»کشورونظام را در بهترین وامن ترین موقعیت معرفی میکردند. پرده پنجم :عاشورا وتاسوعای حسینی :تکرار تاریخ شادی آل زیاد در زوز شهادت حسین بن علی «علیه السلام»با شعار یا حسین میر حسین...این بود احساس خطر جناب میر حسین خورشید هیچگاه پشت ابر نمی ماند. پرده ششم:اهدای جایزه ساخت فیلم فریاد مورچه ها به خانم زهرا رهنورد از طرف محسن مخملباف.... پرده هفتم:معرفی بهاره هدایت زن منافق وتروریست که عامل ریختن خون صدها جوان ایرانی شدتوسط زهرا رهنورد به عنوان بهترین الگواز جانب زنان ایرانی... «همچون گذشته زنان ایرانی بر خود می بالند که با الگویی چون تو در تولد سحرگاه آزادی پیشتاز بوده اند..» تحلیل: این نصیحت نیست هشدار نیست قصدم فقط تبیین مسئله است برای دوستانم تابشناسندکسی روکه طبق برنامه ریزی هایش قرار بود رئیس جمهور ما بشه....یاد چی افتادید درست حدس زدید عملیات مرصاد 24ساعت تا تهران... واین قصه های تکراری ادامه خواهد داشت... فکر کنیم چه طور امکان دارد مردی مانند امام خمینی با اون هوش سیاسی بعد از ده روز از موضع خود برگردد آیا فقط به دلیل فشار یاران بی بصیرتش نبود... آقای خاتمی تودیگه روی رضا شاه رو سفید کردی کتابهایی که دوره اون حق چاپ نداشت دوره دولت تو ،تو کتابخونه مساجد هم پیدا میشد... آقای موسوی یا رهجو سابق..تو اگر خیلی احساس نگرانی میکنی برو اعاده ی حیثیت کن از اونیکه اونقد از بی رگی وبی غیرتیت مطمئنه که جایزه سکس ترین ومبتذل ترین فیلم سال رو با کمال وقاحت به زنت تقدیم میکنه... آنان که آن روز عاشورا عروسی گرفته بودند بدانندکه استعداد کشتن امام حسین رو دارند اگر چه سال 61 هجری در کربلا نبودند... زهرایا زهره تو سنگ خودتو به سینه بزن زنان ایرانی خود بهتر از هر دایه مهربان تر از مادری میتوانند گلیم خود را از آب بیرون بکشند.... رفقای باهوش وبا بصیرتم... به قول حضرت آقا:مردود شدن در این امتحان فقط این نسیت که یک سال عقب بیافتید سقوط است... امام خمینی در وصف موسوی نماها:من باید متاسف باشم بسیار یاز آنها را محبت میکردم چون نمی دانستم با قرآن دشمنند. اینان با اسلام کینه دیرینه دارنددر روایات است که رنگی که دجال استفاده میکند سبز است اینان هر چه هم که باشند الان مورد تایید دشمنان ما هستندواین یعنی کارشان یه جایی ایراد داره حسینیان آماده باشید«جهزوا أنفسکم بالصلاح والسلاح»نهراسید....درنگ امروزفردای اسارت باری را به دنبال داردامروز روز مقاومت است روز احقاق حق! «وکربلا را تومپندار که شهری است در میان شهرها ونامیست در میان نامها...زمین سراسر پهن دشت کربلاست وراه قدس ازکربلا میگذرد یعنی آماده باش تا پای خون وجان. دندان صبر بر جگر بگذار ومردانه درصف مردان کربلایی بایست.تا گرگان گرسنه یزیدی پیکر حق را مثله نکنند.. وتو چه امروز چه دیروز وچه هزار سال دیگر؛یا باید در قبیله شیطان داخل شوی وبه لشکر یزید بپیوندی وگرنه مرد باشی در خیل اصحاب حسین علیه السلام پنجه در پنجه ظلم درافکنی وتا پای جان بایستی .. آنسوی تر دجله وفرات است که هنوز آبشخور گرگان گرسنه ی یزیدی است که آب را برکربلائیان بسته اند وتو ای جوانمرد بگو از کدام قبیله ای ؟...سید شهیدان اهل قلم آوینی»
[ ۱۳۸٩/۱۱/۳٠ ] [ ٤:٥٦ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
یه روز سه تابرادر ترک بودن به اسم حمید ،مهدی وعلی باکری؛یه روز دوتا اصفهانی به اسم ابراهیم همت وحسین خرازی؛یه روز یه رشتی بود به اسم میرزا کوچک خان جنگلی؛یه روزیه لر بود به اسم محمد بروجردی یه روز یه عرب بود به اسم سید حسین علم الهدی که تواوج جوونی وقتی دیدن دشمنابه ناموس ومیهن ودینشون چپ نگاه میکنن قید دنیا رو زدنو بخاطر سر سلامتی هموطناشون خودشونو فدا کردند! این یه روزها بود تااینکه اونایی که از وحدت ما میترسیدن رمز ماندگاریمونو فهمیدن واز اون به بعد یه روزا شد جوک برا خنده وتمسخر .....ماهم!!!! [ ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ ] [ ٦:۳٢ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
میگوییم جوانیم وآرمانخواه اما غافل از آنیم که آرمانخواهی لازمه اش صبر بر رنجهاست!! [ ۱۳۸٩/۱٠/٢٤ ] [ ۱۱:٥۸ ق.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
آهای آقاپسرا ! از یه عزیزی شنیدم شیطان استاد مردان است، آهای دختر خانوما! بازم شنیدم شیطان شاگرد زنان است، پس لطفا قابل توجه: آقایون تا میتونید سر کلاس بازیگوشی کنید حرف این استادو گوش نکنید! خانوما با کم توجهی شاگردتونو تربیت کنید!مواظب باشید شما شاگرد اون نشید!!!!!!!!!!!!!!! [ ۱۳۸٩/۱٠/۱٧ ] [ ۱٢:٥٧ ب.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
سلام! چند وقت پیش مطلبی رو مطالعه میکردم درمورد مسجدالاقصی مسجد مقدسی که طبق باور ما اولین قبله گاه مسلمینه همیشه هم تصویر پشت اسکناس هزار ریالی تو ذهنم بود ولی جای تاسفه که بگم اون تصویر متعلق به مسجد الصخره است که در نزدیکی مسجد الاقصی واقع شده حالا نمیدونم این اشتباه از کجا ناشی شده!مسجد الاقصی گنبدی سبز داره نه طلایی!بنظر من بهتر که نه لازمه تصویر پشت اسکنانس هزار ریالیو تصحیح کنن حداقل برا آیندگان!یاحق [ ۱۳۸٩/٩/۱۱ ] [ ۱۱:٢٩ ق.ظ ] [ یک امانت ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |