پاتوق313پاتوقی برای افسران جنگ نرم
این وبلاگ را با افتخار تقدیم می کنم به شهید مجتبی آدینه وند

گاهی باید خالی شوی از همه چیز و همه کس . . .

گاهی باید پرواز کنی با چشمان بسته . . .

گاهی باید بخندی همراه با گریه . . .

و گاهی باید بمیری تا زنده بمانی. . .

واسه اینکه خیلی چیزا بمونه ، باید نباشه ---- گاهی ماهی واسه موندن باید از آب جداشه -.-.-.-.-.- گاهیم باید بمیری تا که یه زندگی نو شه ---- بهتره گلی نباشه تا باغ گلا درو شه

عشق یعنی پاک ماندن در فساد
آب ماندن در دمای انجماد
در حقیقت عشق یعنی سادگی
در کمال برتری افتادگی...

دوستون دارم به دلیل پاره ای مسائل  این وبلاگ دیگر به روز نمیییییییییییییییییییییییییییییییشود.... دعام کنید موفق باشید...

[ ۱۳٩٠/٩/٢٠ ] [ ٧:٢٠ ‎ب.ظ ] [ یک امانت ] [ نظرات () ]

سلام...

نمیدونم شما چشم های منتظر و اشک آلود مادری را در انتظارفرزندش دیده اید یا نه منظورم عمق نگاهش هست...اما من دیده ام و پا به پای چشمهایش گریسته ام...چشمانی که فقط مساعده گر و همپایی میخواهد تا برای بهانه همیشگی اش بگرید...

تاکنون پلاک شهیدی را لمس کرده اید؟ با شما سخن گفته وای اگر آن پلاک 12 سال زیر خاک شلمچه باشد چه حسی به شما دست می دهد من لممس کرده ام وبا آن زندگی کرده ام...

شهدا...شهید...شهید گمنام...

عید امسال جنوب یه نمایشگاه شهدا بود ماهم روزیمون شد برا برپاییش دعوت شدیم اونم عجیب دعوت شدیم...یادم میاد مادرشهیدی عکس بچشو آورده بود ...

خدایا چرا اینقد سخته از عشق بنویسم؟ ما چی کار کردیم داریم چی کار میکنیم؟

هر روز می ترسم از اینکه نکند شهید گمنام به کلاس هایمان سر بزند...به سلف ...حتی مسجد...چرا ما اینجور شدیم؟ مگرنمیگویند شهدا زنده اند...

خدایا از گناه ناجوانمردی ما بگذر...

[ ۱۳٩٠/٩/٩ ] [ ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ] [ یک امانت ] [ نظرات () ]

مبلغین زرتشتی در شگردی جدید، توزیع جلد اسناد رسمی منقوش به نماد «فروهر» را در شهرهای کشور آغاز کردند. در ادامه فعالیت مبلغین زرتشتی در شهر های مختلف کشور ، این طیف در شگردی جدید از طریق عوامل خود اقدام به فروش جلد اسناد رسمی منقوش به نماد فروهر مانند جلد اسناد مالکیت ، منزل و خودرو و جلد شناسنامه ، کارت ملی، کارت سوخت و دسته چک در مقابل ادارات ثبت احوال و ثبت اسناد املاک شهرستان ها می کنند.گفتنی است مبلغین زرتشتی با دقت و تمرکز بر نیازهای اجتماعی مردم تلاش می کنند نمادهای تبلیغی خود را به خانه مردم مسلمان ببرند. بدین ترتیب مردم مسلمان سهوا یا عمدا سال ها نماد زرتشتیان را در مقابل دیدگان خود خواهند داشت  وبا آن مأنوس خواهند شد، چرا که به لحاظ علمی و منطقی پس از مدتی هر تصویر تکراری به شکل غیر مستقیم در حافظه بلند مدت فرد ذخیره می شود.

[ ۱۳٩٠/٩/٩ ] [ ٩:۱۳ ‎ب.ظ ] [ یک امانت ] [ نظرات () ]

کوروش جان، تو بهانه شدی!
تو بهانه شدی برای تقابل ایران و اسلام.
تو بهانه شدی برای تخریب دین
آری، تو بهانه شدی...
هر چند خودت نمی خواستی
از کارهای نیک تو نمیتوان چشم پوشید ولی عده ای سعی دارند تو را معصوم نشان داده و اسلام را، همان دینی که اگر به تو عرضه میشد، چه بسا می پذیرفتی، تخریب کنند
نمی دانم چرا جوان های ما بجای الگو گرفتن از علی ابن ابی طالب، از تو الگو میگیرند؟؟؟
نمیدانم چرا بدلیل حذف اسم تو از یکی از کتب درسی تاسف میخورند، ولی برای نبودن نامه ی علی(ع) به نمایندگانش تاسف نمیخورند!؟ چرا از نبود شرح مفصل از ملاصدرا ها و بو علی سینا ها تاسف نمیخورند؟؟؟
چرا اینجا سخن از بخشش تو و آزادی در انتخاب دین است ولی کسی از بخشیدن و بخشودن محمد(ص) حرفی نمی زند؟
نکند جرم آنها این بوده که بعد از ورود اسلام، زندگی کرده اند!؟
بگذریم...

تو شاه بودی و بخشیدی.
تو از نظر مادی ثروتمند ترین مردمان بودی و بخشیدی
ولی محمد(ص) و ادامه دهندگان راهش، در نهایت قناعت، بخشیدند و بخشودند.
و من تاسف میخورم که چرا همه جا صحبت از بخشش توست.
نکند چون محمد عرب بوده، صحبتی از او نمی کنیم؟؟
مگر خداوند نگفته است:

ان اکرمکم عند الله اتقاکم
(نزدیک ترین شما به خداوند، پرهیزگار ترین شماست)

مگر این همان جمله ای نبود که روزی بر علیه ظلم بنی امیه استفاده میکردیم؟
کوروش جان، تو ناخواسته واری بازی مهلکی شدی که خودت هم نمی خواستی...بنده حقیر و نزدیک فکرانم، وطن را دوست داریم، ولی هیچگاه آن را نپرستیدیم.تنها خداست که لایق پرستش است
همان خدایی که تو و من به یگانگی آن اعتقاد داشته ایم
می دانم که بعد از این جملات به عرب پرست بودن متهم میشوم، ولی چاره چیست؟ دهانه ی آتشفشان را میتوان بست ولی دهان یاوه گویان را نه!

[ ۱۳٩٠/٩/٩ ] [ ٦:٤٥ ‎ب.ظ ] [ یک امانت ] [ نظرات () ]

روایت جانسوز از امام رضا علیه‌السلام برای محرم

قالَ علی ابن موسی الرِّضَا علیه السلام:إِنَّ الْمُحَرَّمَ شَهْرٌ کَانَ أَهْلُ الْجَاهِلِیةِ یحَرِّمُونَ فِیهِ الْقِتَالَفَاسْتُحِلَّتْ فِیهِ دِمَاؤُنَاوَ هُتِکَتْ فِیهِ حُرْمَتُنَاوَ سُبِی فِیهِ ذَرَارِینَا وَ نِسَاؤُنَاوَ أُضْرِمَتِ النِّیرَانُ فِی مَضَارِبِنَاوَ انْتُهِبَ مَا فِیهَا مِنْ ثِقْلِنَاوَ لَمْ تُرْعَ لِرَسُولِ اللَّهِ حُرْمَةٌ فِی أَمْرِنَاامام رئوف،

علی ابن موسی الرضا علیه السلام فرموده اند:محرم ماهی بود که در دوران جاهلیت، خونریزی در آن را حرام می دانستنداما در این ماه، خونِ ما حلال شمرده شد؛حرمتِ ما هتک شد؛فرزندان و زنانِ ما به اسیری گرفته شدند؛آتش در اموال ما افکنده شد؛و هر آنچه داشتیم به تاراج برده شد؛و در مورد ما پاسِ حرمتِ رسول الله نگهداشته نشد...

[ ۱۳٩٠/٩/٩ ] [ ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ ] [ یک امانت ] [ نظرات () ]

دیدن همیشه خوب است
خواه دیدن آن زیبا یی ها باشد
خواه دیدن این زیبایی ها
شاید کلاسی که ما در آن درس می خوانیم از این هم ویران تر باشد

شاید پای پوشی که با آن می خواهیم در صراط مستقیم قدم بر داریم
از این هم کهنه تر باشد

 

شاید آب گوارایی که می نوشیم از این هم کثیف تر باشد

شاید باری که بر دوشمان است از این هم سنگین تر با

شاید صفای کودکیمان را اینجا ، جا گذاشته ایم

 

شاید خانه آخرتمان از این بدتر است

شاید مردم نتوانند از پشت شیشه های غبار گرفته ی ماشین هایشان ،
زیبایی و طراوت نوجوانیمان را ببینند

شاید آنچه در دنیا می جستیم از این هم بی ارزش تر بود

و شاید کودکی و پیریمان را اندوهی چنین فرا گرفته باشد

چشمها را باید شست


دل خوش از آنیم که حج میرویم

 غافل از آنیم که کج میرویم

کعبه به دیدار خدا میرویم  

او که همینجاست کجا میرویم

حج بخدا جز به دل پاک نیست

شستن غم از دل غمناک نیست

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست

هرکه علی گفت که درویش نیست
صبح به صبح در پی مکر و فریب

شب همه شب گریه و امن یجیب

[ ۱۳٩٠/٩/۸ ] [ ۸:٢۱ ‎ب.ظ ] [ یک امانت ] [ نظرات () ]

بحث داغی که مدتیه محفل جلسات و عناوین روز نامه ها رو گرم کرده بحث تفکیک جنسیت در دانشگاه است...

بنابر سلایق هم تعاریف متفاوتی از این واژه عرضه شده...بعضیا میگن منظور اینه خانوما و آقایون به حق خودشون برسن و در دانشگاه یه ردیف آقا باشه یه ردیف خانوم که این تعریف با انصاف سازگار نیست چرا تلاش خانوما و آقایون برا رفتن دانشگاه یکسان نیست...بعضی هم میگن کلاس های درسی بصورت تفکیکی تشکیل شن و تعاریف دیگر...

افق دیدی که بنابر بیانات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) اخذ میشه و بارها حضرت آقا به آن اشاره داشته و همواره دارن اسلامی کردن دانشگاه هاست که بحث بسیار مهمی است چرا که تاثیر گزاری جامعه دانشگاهی بر جامعه و تاثیر پذیری جامعه از دانشگاه اصل انکار ناپذیری است اگر جامعه دانشگاهی یک کشور اسلامی باشد به تبع آن جامعه اسلامی می شود چرا که در دامن دانشگاه هست که مدیران جامعه پرورش می یابند و همچنین پدران و مادرانی که در محیطی اسلامی پرورش و آموزش یافته باشند بی شک در تربیت فرزندانی به معنای صحیح مسلمان موفق تر هستند.

اما بحث داغ کرسی های آزاد اندیشی های امروز دانشگاه ها: تفکیک جنسیت در دانشگاه..

به عقیده بنده با کمی تامل در این مهم به این نکته میرسیم که در مطرح کردن این بحث در سطح جامعه چندین مشکل اساسی وجود دارد:

اول اینکه در مصوبه شورای فرهنگی انقلاب در سال 66 نامی از تفکیک جنسیت برده نشده بلکه در راستای اسلامی کردن دانشگاه ها گفته شده در کلاس های درس یک ردیف خانوم و یک ردیف آقا بنشیند و منظور این است اختلاط نباشد...

تفکیک جنسیت امروز بی شک تبعیض جنسیتی فردا را در پی دارد...

مطرح کردن این مسئله در حالی که حتی عقبه های فرهنگی کشور در اصل آن نتیجه کاملی نگرفته اند اشتباه است چرا که باعث سوء استفاد های از جانب دشمنان می شود و شده است...

اجرایی کردن این طرح بسیار هزینه بردار است آیا بهتر نیست هزینه های اجرای این برنامه را در راستای زمینه جهت ایجاد شغل برای خیل کثیری از دانشجویانی که فارغ التحصیل شده اند مصرف کرد؟

بحث مذکور اگر در راستای اسلامی کردن دانشگاه هاست بی شک از سوی دانشجویان نه تنها مورد استقبال قرار نمیگیرد بلکه با موضع گیری شدید این قشر روبه رو خواهد شدچرا که:

در هیچ زمینه ای از امور از جمله امور مالی،اداری،درسی و... آرمان های اسلامی رعایت نمی شود.

چنانچه در راستای علمی کردن مجیط باشد در وهله ی اول باید کتب درسی علمی و عمیق تر واسلامی باشند...

ونکاتی دیگر که در این مجال سخن راندن از آن میسر نخواهد بود...

نتیجه آنکه اگر به معنای واقعی اسلامی کردن دانشگاه ها با شیوه و مهندسی فرهنگی دقیقی پیش رود یقینا هم دانشجویان و هم قشر دانشگاهی از آن راضی خواهند بود و استقبال خواهند نمود...

 

 

[ ۱۳٩٠/٩/٦ ] [ ۱٢:٥٥ ‎ب.ظ ] [ یک امانت ] [ نظرات () ]

کربلایی بود و عاشقانی که هر گاه به زمین می افتادند با لبخند صدا می زدند حسین ، خندان بودند و سربلند ،مطمئن بودند و محکم . در میان آن همه عباس شیوه دیگری داشت به هنگام شهادت گریان بود و نا امید ، غمگین بود و لرزان ، شرمنده بود و پریشان . عباس تنها شهیدی بود که به شهادت توجهی نکرد، کسیکه برای حسین حتی شهادت را هم تحویل نگرفت . هیچ کس مانند او دل شهادت را نشکست !!  

 

 

آغوش او تنها به روی غریبی امامش باز شده بود، اگر مطمئن بود که حسین را بعد از او نمی کشند ، عباس غمخوار امامش می ماند . اما عباس زمانی بعد از حسین را اصلا نمی شناسد .

 

شهادت عباس را دزدید !! وگرنه عباس قد خمیده مولایش را تحمل نمی کند . شهادت عباس را دزدید ! وگرنه عباس لبهای علی اصغر امامش را فراموش نمی کند .

 

هیچگاه تا به این حد شهادت را حقیر ندیده بودم . نگران نباش شهادت قدر تو پایین نیست ، عباس چیز دیگری است .

امان نامه که آمد ،تنها او را شرمنده نکرد .بلکه او را کشت ! چه کسی می دانست او به فکر آبروی خود نبود ، به فکر غم حسین بود . مبادا برای لحظه ای حتی لحظه ای حسین نگران شود ،آخر حسین دل به او سپرده بود . امان نامه را که پاره کرد ، فریاد میزد ، نه اینکه دشمن بشنود می خواست حسین بشنود، بچه های حرم بشنوند ، زینب بشنود . فریاد او آرامش حسین بود ، لالایی اصغر بود ،امان زینب بود .

 

او با دیگران فرق می کرد . همه به حسین فکر می کردند او به اهداف حسین ، همه به دنبال لبخند حسین بودند او به دنبال غمهای حسین ، هیچ کس بیشتر از او با گریه های حسین گریه نکرد . او برای حسین ، برادر نبود ،سپه سالار نبود ، آب آور نبود ، او پناه حسین ، آرامش حسین و سینه چاک حسین بود .

 

بی جهت نبود که هر گاه شهیدی زمین می افتاد حسین را بالای سر خود می دید ، با آرامش و امید ، نگاه به شهید راه خود می کرد تبریک می گفت ، آرام پیکرش را بلند می کرد و به خیمه می آورد . اما بالین او که رسید جور دیگر بود .

 

این خاصیت امامت است که با عشاقش متفاوت بر خورد کند و حسین از این خاصیت مستثنی نبود . گریه ای که بالین علی اکبرش می کرد از سر احساس بود ، و گریه ای که بالین حر می کرد از سر شوق ،اشکی که بالین غلام سیاه چرده اش می ریخت اشک محبت و نوازش ، ناله ای که بالین اصغرش می کرد ناله مظلومیت و غریبی ، آنچه بالین زهیر و حبیب و بریر می چکاند سرشک لطف و رضایت اما بالین او که رسید با همه فرق می کرد ، دست بر کمر فریاد می زد ، اینجا دیگر اشک از سنخ اشکهای دیگر نبود از جنس نیاز و ناز بود ، حسین پناه خود را از دست داده بود . احساس ، شوق، محبت و نوازش ،مظلومیت و غریبی، لطف و رضایت و از همه مهمتر نیاز و ناز از گریه های حسین شنیده می شد ،آنجا به یقین تمام ذرات عالم با حسین فریاد می زدند عباس چیز دیگری است !!! 



[ ۱۳٩٠/٩/٥ ] [ ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ] [ یک امانت ] [ نظرات () ]

محرم که میرسه احساس میکنم هزاران قدم به خدا نزدیکتر میشم و این خاصیت محرمه بخاطر شهید عزیز آن امام حسین (ع) که پیامبر فرمود: حسین کشتی نجات است و چراغ هدایت...

حسینم بیا در این وانفسای غربت آخر الزمان و در این طوفان سردرگمی کشتی نجاتم باش و در این تاریکی چراغ هدایتم...

دستانم خالی و جاده تاریک است و دعاهایم بی جوابم مولای مهربانم مرا به خیمه ات راه ده تا لذت زندگی را در کنار سفره ات بچشم ...

حسینم ، عزیزم دیر زمانیست تو را میخوانم مرا هم بخوان و بخر مهربانترینم...

عزیزم ، عزیزم، عزیزم، ای منشاء عشق و اولین وآخرین عشق بشر بگذار بر پایت بیوفتم تا آنان که شیرینی التماس به عشق را نچشیده اند بدانند تنها تو سزاواری تا التماست کنند.

عزیزم ، عزیزم بگذار داد بر آرم تا همگان بدانند از عشقت میسوزم و صبر میکنم شاید روز ی نیز سلامت بر من فرود آید...

دوستت دارم ای عشق...ای خدای عشق...

[ ۱۳٩٠/٩/٥ ] [ ٧:٥٢ ‎ب.ظ ] [ یک امانت ] [ نظرات () ]

فضا سازی معنوی بحث بدون شرحیه حالا قصه این دو برادر که بیرون مسجد دارن نماز میخونن که جای خودشو داره...برخی از دانشجویان بالاخص اهل تسنن نمار ظهروعصر خودراتفکیکی میخونن اما باید بیاد داشته باشن مسجد دانشگاه تا ساعت خاصی بازه..

[ ۱۳٩٠/٩/٤ ] [ ۱٠:٥٦ ‎ب.ظ ] [ یک امانت ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب
خوب، شما ببينيد در يك چنين وضعيتى چه چيزى بيش از همه براى انسان مهم است؟ بصيرت. بنده بارها بر روى بصيرت تكيه ميكنم، به خاطر همين. مردم بدانند چه اتفاقى دارد مى‌افتد؛ ببينند آن دستى را كه دارد صحنه‌گردانى ميكند، صحنه را شلوغ ميكند تا در خلال شلوغى‌هاى مردم، يك عنصر خائنى، يك عنصر دست‌نشانده و دست‌آموزى بيايد كارى را كه آنها ميخواهند، انجام بدهد و نشود او را توى مردم پيدا كرد؛ اين كارى است كه دشمن ميخواهد انجام بدهد. هر اقدامى كه به بصيرت منتهى بشود، بتواند عنصر خائن را، عنصر بدخواه را از آحاد مردم و توده‌ى مردم جدا كند، او را مشخص كند، اين خوب است. هر اقدامى كه فضا را مغشوش كند، مشوش كند، انسانها را نسبت به يكديگر مردد كند، فضاى تهمت‌آلود باشد، مجرم و غير مجرم در آن مخلوط بشوند، اين فضا مضر است، مخالف است. اصرار بنده بر اين است كه آحاد مردم، ملت ايران، جريانات مختلف سياسى، همه در مقابل آن افراد معدودى كه با اصل اين انقلاب مخالفند، با اصل استقلال كشور مخالفند، هدفشان دودستى تقديم كردن كشور به آمريكا و به استكبار است، با يكديگر يكى باشند. دشمن از اينگونه عناصر در داخل ملتها دارد؛ در داخل ملت ما هم اينجور كسانى هستند، معدودى از اين قبيل پيدا ميشوند. متن ملت، آحاد مردم، اين توده‌ى عظيم مردمى - از خواص تا عامه‌ى مردم - اينها را بايد از آن عناصر معدود خودفروخته جدا كرد؛ نبايد اشتباه اتفاق بيفتد. من مى‌بينم در بعضى از اظهارات، در بعضى از حرفها، فضا آنچنان مغشوش ميشود كه افراد سردرگم ميشوند؛ مردم نسبت به همديگر، نسبت به نخبگانشان، نسبت به مسئولانشان بدبين ميشوند؛ اين درست نيست. بیانات مقام معظم رهبری در ديدار جمع كثيرى از بسيجيان كشور4/9/ 1388
Upload Music

ایران رمان
امام نقی نقی